از جلوی روزنامه فروشی ها که رد میشدم چشمم به یک تیتر خورد که دو کلمه ی اون همینجوری توی کله ام تکرار میشه. نوشته بود: خشم مقدس !!!
به حق چیزهای نشنیده. کاری ندارم که این تیتر ربط به چه موضوعی داشت و چرا اینروزها همه به این موضوع میپردازند. یا اینکه اصلا چرا این موضوع پیش اومده و باقی قضایا... چیزی که میخوام بگم اینه که در ادب و فرهنگ فارسی تا جایی که من خبر داردم هیچوقت یک صفت مثبت با یک صفت منفی به کار نمیره. اساسا کسی نباید دچار خشم بشه که حالا نوع اون هم مقدس یا نامقدس شمرده بشه. انچه که من از دین استنباط کردم اینگونه بوده که مومن باید خشم خود را کنترل کند. در واقع نباید هیچ حرکتی را از روی خشم انجام دهد. بلکه حتی مجازات و تنبه کسی هم باید بعد فروکش کردن خشم باشد.

 

یادم هست دوستی که در روزنامه کار میکرد از همکارش صحبت می کرد که در نوشتن تیترهای روزنامه مهارت داشت. در هر موقعیتی تیتری مناسب می نوشت که زیبا هم بود. اما اینروزها دست اندازی به کلمات و استفاده ی انها در جایی غیر از جای واقعیشان بسیار رایج شده است. حتی حرمت کلمات نیز رعایت نمیشود.