گاهی دلم می خواهد هیچ کتابی نخوانده بودم. هیچ نظریه ای را نشنیده بودم و با فکر بدوی زندگی می کردم. راحت تر است.
صادقزاده برای من سمبول حماقت است. در عین حال دو بار سخنی گفت سخت درست. آنقدر که نمی توانستم باور کنم این حرف را از روی درک گفته باشد.
یک بار گفت خوش به حال مردمی که نقاش نیستند. البته این جمله می تواند ابلهانه باشد؛ ضمن این که معنای عمیقی هم داشته باشد. معنایی که در بسیاری از جنبه های دیگر نیز صدق می کند. (دارم هم ریشه های صادق و صداقت و صدق را پیدا می کنم )
پ.نپک جمله دوم را بعدا می نویسم.