هشتاد و سه روز است چیزی ننوشته ام. در وبلاگ منظورم است. اما جای دیگر هم خوب ننوشته ام. به دیگران نگاه می کنم. دلیل کافی پیدا می کنم برای کار کردن. اما این روزها روزهای حسرت است. نگاه به گذشته و جوانی. همان زیبایی های دردسرساز. همان روزهایی که همیشه جیزی کم بود.
به لحظه لظه ی گذشته نگاه می کنم تا تکه ای از او پیدا کنم. نیست. گم شده در تلاشش برای مدرن بودن.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۸ ساعت 2:35 توسط زری ورپریده
|