به خودم قول دادم مدیون خودم نباشم.

وقتی از من بدون مدرک پول می خواهند و موقع پول دادن، اصول معامله باید رعایت شود و ...

این در رفتار عاطفی هم هست و چه همزمانی جالبی که در رفتار عاطفه هم هست و بود.

وقتی خودش را مرکز دنیا می بیند و به خود حق قضاوت می دهد.

دوباره پدرش آنجاست و برای من نه وقت دارند و نه جا.

این هم از آن مدیونی های دیگر به خودم.

اگر پل صراطی باشد خودم جلوی خودم را خواهم گرفت به خاطر این همه بی مهری.

و در پایان چه خوب است این قطع شدن و تمام شدن.

درود بر فضای خالی و پاکی که از عدم حضور او ایجاد می شود.