زمستان که می‌شود گاهی توی آینه از صورتم خوشم می‌آید! نه این‌که در فصل‌های دیگر خوشم نیاید، زیرا از صورتم راضی هستم و سعی کرده‌ام از القاب "زشت" و "زیبا" برای توصیف‌اش استفاده نکنم – حالا تو باور نکن-. اما دلیل این‌ که از زمستان گفتم به خاطر این بلوز زمستانی است که دارم. بیشتر از ده سال است که آن را دارم. آخ نگفته است – گفته است من گوش نکرده‌ام-. به این ترتیب با نگاه به صورتم که در کنار این بلوز مرا یاد صورت جوان‌تری از من می‌اندازد، گل از گلم می‌شکفد و احساس جوانی می‌کنم.

حالا شما بگو هنر برای آشنایی‌زدایی تلاش می‌کند و هر چه می‌خوانیم و می‌بینیم به امید نگاهی تازه است. یا به توصیه‌ی سپهری برای شستن چشم‌هامان. وقتی مدام شیشه‌هایی برای عینک‌مان تهیه می‌کنیم که واقعیت را تغییر دهند؛ از چشم شستن چه سود؟