در امور جنسی
کریشنا مورتی
بخش سوم:
تا وقتي که ذهن را -ذهني که درمورد مسأله مي انديشد- نشناسيد، امور جنسي مسأله اي فوق العاده دشوار و پيچيده خواهد بود...
از يک طرف شما خود را مي آفرينيد، تغذيه مي کنيد و مي گسترانيد،
از طرف ديگر، سعي داريد خود را فراموش کنيد و براي يک لحظه هم که شده، خود را از ياد ببريد.
زندگي شما نوعي تناقض است؛ نوعي تأکيد است بر «من» و نوعي فراموشي «من». امور جنسي مشکل ما نيست؛ مشکل، اين تناقض موجود در زندگي ماست و اين تناقض، طوری است که ذهن نميتواند
بر آن پل بزند؛ زيرا خود ذهن چيزي جز تناقض نيست.
رفتن به سينما و محو تماشاي زنهاي صحنه شدن، مجله هايي که
داراي تصاوير نيمه برهنه زنها هستند، نحوه نگاه کردن افراد به زنها،
همه ذهن را تشويق ميکند تا برخود تأکيد کنيم و در همان حال
سعي ما بر اينست که مهربان، عشق و شفقت باشيم...
کوشش ذهني براي حل مسأله، مسأله را درهم و برهم تر،ميکند.
عمل، مسأله نيست؛ مسأله ذهن است؛ پاک دامني را نميتوان پرورش داد. آدمي که فروتني را پرورش مي دهد،
بطور يقين، آدمي فروتن نيست؛ چه بسا که او غرورش را فروتني بنامد.
شما وقتي به پاک دامني دست مييابيد که عشق وجود داشته باشد و عشق، نه محصول ذهن است و نه اصلاً به آن مربوط مي شود...
(اولین و اخرین رهایی)
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 16:24 توسط زری ورپریده
|