گاهی تصمیم سخت است. هیچ سویی، سوی درست نیست. هر طرف بروی آزار خواهی دید. نمی دانم چرا در این موقعیت قرار گرفتم. همیشه از دیدن طفره رفتم. اما گاهی دیگر نمی شود. ناگهان به پشت سر نگاه می کنی و از صبوری احمقانه ی خودت عصبانی می شوی.

بگذریم.

این هفته اتفاق خوب هم افتاد. اتفاق که نبود. میان آن همه اشک و درد که نظاره کردی، چیزی هم اتفاق افتاد بی ربط به همه اینها. برای اولین بار از خودت راضی بودی علیرغم نارضایتی دیگری. ترجیح نظر خودم! اتفاق میمونی بود. میمون از نوع زیبایش :)